یهویی یاد یه وبلاگ نویس افتادم نمی دونم چرا یاد نوشته های یه وبلاگ نویس افتادم
نمی دونم چرا یاد نوشته های یه وبلاگ نویس افتادم یه خانم مهربون از عاشقانه های زندگیشون می نوشت به شوهرش میگفت آچفیه ( اگه درست گفته باشم چون دقیق یادم نیست) اینقدر خوشگل تعریف می کرد که نگو و من هربار بخاطرشون ذوق میکردم...
خلاصه که یه مشکلی براش پیش اومد و مدتی با یه چالش روبه روشد اما گذشت بالاخره ازدواج کردن چقدرررر بابت رفع مشکلشون شاد شدم الان پیگیر وبش شدم بعد ازکلی گشتن از طریق وب یکی از هم وبلاگ هایی ها وبشو یافتم ولی دیگه برام باز نشد.. امیدوارم خوشبخت بشه و یه روزی دوباره بنویسه
برچسب:
نویسنده: mh9910
یهویی یاد یه وبلاگ نویس افتادم